عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
121
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
امروز يكشنبه 13 [ شعبان ] عصر به اتّفاق جناب نظام السّلطنه رفتيم تا باغ حاجى بشير خان [ كه ] به وسعت بيست هزار ذرع مىشود و عجب باغچهاى است ! ميوههاى خوب دارد مثل انجير سفيد بىدانهء بحرين و ياس قرمز و غيره . امروز دوشنبه 14 [ شعبان ] مذكور شد كه روزنامهء اختر از غرّهء جمادى الاخرى توقيف شده . طرف عصر رفتيم به ديدن قونسل هلند و فرانسه كه در يك خانه منزل دارند . موسيوكون نقّاش خوبى است . طرح كاشى معرّق سقف گنبد شيخ لطف اللّه و مسجد شاه اصفهان و بعضى مواضع ديگر را برداشته خيلى خوب و مرغوب و مرد باهنرى است . گلكارى زياد نموده ، سبزىآلات را در بوشهر او شيوع داده و عمارت قشنگى ساخته . اسباب آنتيك ايرانى خيلى به دست آورده و حالا مأمور ملك سياست [ است ] . توقف او در بوشهر ، علىرغم انگليسها ، براى ما خوب بود . اطّلاعات مفيده حاصل مىكرد و خبر مىداد و بعضى راهنمايىها مىكرد و از آنجا رفتيم به سرزمين متنازعّفيه « 1 » . بنا شد كه يك ربع آن را واگذار به ملك نمايند و سه ربع به حاجى امين . ولى حاجى امين راضى نمىشود . صبح سهشنبه 15 شعبان ، روز عيد ولادت حضرت قائم ( ع ) ، قونسل هلند و على خان سرهنگ آمدند به ديدن حقير و عصر رفتيم بهمنى به مهمانى حاجى ملك . در اين موقع كه نزديك حركت است جناب نظام السّلطنه مهربانى فرموده [ ! ] نوشته [ اى ] از جناب آقاى امين السّلطان ابراز نمودند ( كه در باب بازديد سلاسل ، تصديق نجم الملك لازم نيست قول خود شما معتبرتر است ) - اگرچه حقير بازديدچى نبود و براى اين كارها مأمور نشده بود ، منظور جناب نظام السّلطنه اين بود كه مرا اعتنايى به كارهاى شما نيست و بنده را هم دخالتى در كارهاى ايشان نبود . شب پنجشنبه 17 شعبان كه بناى حركت بود ، جناب نظام السّلطنه دعوت فرموده ، قدرى صحبت نموده ، عذر ماضى خواستم تمثّل جستند : جايى كه برق عصيان بر آدم صفى زد * ما را چگونه [ زيبد ] دعوى بىگناهى ؟ خلاصه تا بيست قدم مشايعت نمودند ، مرخّص شديم . شب پنجشنبه 17 [ شعبان ] ساعت سه حركت نموديم به سمت احمدى . مدّت هفت ساعت و سه ربع به سير قاطر آمديم . پنج فرسخ است . جلگهايست مسيله در كنار دريا . دو فرسخ مانده به احمدىآبادى است معروف به چاه تاوك 69 . در احمدى كاروانسرايى حاجى محمد صادق ، تاجر اصفهانى ، ساخته و چند كپر حشم نيز هست و چند چاه آب شور و يك دو چاه آب نيم شور .
--> ( 1 ) . مورد دعوا .